SUPER NOVA BURGER
SUPER NOVA BURGER

SUPER NOVA BURGER

? eh

"I mean, they're not gonna kill ya, 
So if you give 'em a quick short, sharp, shock, 
They won't do it again. Dig it? 
I mean he get off lightly, 'cause I would've given him a thrashing 
I only hit him once! It was only a difference of opinion, but really
I mean good manners don't cost nothing do they, eh?"

حالا ایشون داره اینو زیردستش میگه... احتمالن واسه خفه کردن معترضان! ولی من اینو به خودم میگم. باهاس یه بار همچین محکم بزنم خودِ خودم رو تا حالیش بشه. می‌دونی؟ منظورم اینه‌که اونا فقط زر میزنن ولی هیچی نیستن... باید خفه بشن هرچه زودتر.

5:49

همچین برندون فلاورز وار : Everything will be alright

آویستا

شده مثل آخرین قطره از اسپریِ شیشه شور که هی میگه : "بابا ! اشکال از سیستمه وگرنه منم مثل بقیه ی قطره ها از این اسپری اومده بودم بیرون". 

شاید کور شده و نمیبینه که اتفاقاً تو این یه مورد سیستم اشکال نداره. شایدم دوست داره تو همین اسپری شیشه شور بمونه ... راحت تره اینجوری . نیازی نیس کاری کنه و فقط میتونه یه ریز غر بزنه و دروغ ببافه و توجیه کنه خودش رو . اونقدر میبافه تا خودشم باورش میشه . اونوقته که به رستگاری میرسه . رستگاری در یه سیستم ایزوله ی خودخواسته .


Only Ones Who Know

دیگه خسته میشه از این آدمای فِیک و تقلبی که کنارشن و هی زِر میزنن و لاس میزنن و میرقصن . یه جور خویِ انسان های اولیه با چاشنیِ لوس بازی و ریا . Jonathan Jeremiah داره اون کنارا میخونه . کنار بقیه ی تَب های گوگل کروم که همشون خوابن و شاید خودشون رو به خواب زدن  که هنرنمایی لینک یوتیوبِ آهنگ Happiness از جاناتان رو نشنوند . جاناتان مثل یه مرد تنهای شبِ خیابون ولیعصر ، مثل یه آدم بی حال ولی با چشمانی مشتاق ، تویِ مترویِ میرداماد داره میخونه :  
What you gonna do?
What you gonna do with people like that?
What you gonna say
What you gonna say that will make them change their minds

Who you gonna find
Who you gonna find to listen anyway
Where you gonna go,
Where you gonna go to try and get it straight
 

کسی نمیفهمه جاناتان چی داره میگه . اون پسرِ خیکی که کنارش نشسته و داره به بدترین شکل ممکن هیز بازی میکنه نمیفهمه و نمیشنوه که جاناتانِ ما چی داره میگه . اون جوونکی که تو ماشین پژو نشسته هم نمیفهمه قهرمان ما چی میگه . البته جاناتان هم نفهمید که اون چرا بهش خندید . چرا مسخره اش کرد از تو ماشین .

واسه همین بود که وقتی اون دستورالعمل طلایی رو داد، هیچکس نشنید . وقتی که کشف بزرگش از این زندگی رو گفت هیچکس آدم حسابش نکرد :


I once found the recipe, for what to do to cure my needs
I packed some things just what I need
Only bare necessities
Asked Mrs Walsh to feed my cat
Calling Lord Tate to tell him that
I'm going home where my people live
Need a little bit of happiness, yeah

جاناتان تو راه خونه اس ، جایی که آدماش هستن ، جایی که میخواد یه خورده شادی رو حس کنه . ولی نگرانه . نمیدونه که تمام چیزای ضروری ای که باید همراهش باشن رو تو کوله اش گذاشته یا نه. آخه میدونین ... درِ کوله اش رو باز گذاشته بود تا قورباغه ی سحرآمیز بره توش ولی مثل اینکه نرفته !


JONATHAN JEREMIAH - HAPPINESS



نصیحت های دکتر لایمریک به نسل جوان (1)

سرگشتگی و گیجی خوب نیست . حتی برای ژست و خنده هم خوب نیست . یعنی چنین چیزِ رو اعصابیه ! 


---------------------------------------------------------------------------------//


- از فیلمای 2013 کدوما رو دیدی ؟ 

- اممم .... حقیقتش یه چند وقتی میشه فیلم ندیدم .

- کتاب مِتاب چی خوندی ؟ 

- چندتایی رو شروع کردم ولی نصفه ولشون کردم .

- خوب نبودن ینی ؟

- چرا اتفاقاً ! خیلی خوب بودن. حوصله ی رمان خوندن ندارم الان.

- آخه تو کِی حوصله اش رو داشتی ؟ آهنگ چی آقا ! فِلَش ام رو بگیر و چندتا از این "ایندی راک" های باحال بریز . سلیقه ات توپه حاجی !

- هه ! میدونم . همه اینو میگن ... دمت گرم. ولی چیز جدیدی دانلود نکردم . همون قدیمیا رو هی دارم گوش میکنم.

- اووو ! پس خرخون شدی ! ازت بعید بود دکتر.

میدونی این ترم باز مشروط شدم ؟

- خیلی خـــــــــــــــری !! خیلی ! فقط 12 واحد بیشتر نداشتی که . 

- میدونم بابا ! خریت کردم .

- پس چه گهی داشتی میخوردی این چندوفت ؟

- با خودم خوش بودم !

- اونم که همیشه هستی !


---------------------------------------------------------------------------------//


از این دیالوگ های بسیار رِندانه و غیر تصنعی ای که با دوست خیالی خودم داشتم بگذریم (قبول کنید که حداقل از مکالمه ی بین گل و شبنمِ پروین اعتصامی قشنگ تر بود !) میرسیم به این موضوع که ... بعله ! بعضی مواقع آدم دلش میخواد مثل اما استونِ Easy A بشینه جلوی وِبکم و به همه ی آدما بگه که چی شد که اینجوری شد ، میدونین ... همیشه وقتی یه متنی رو واسه یه نفر دیگه میخونید ، میتونید بفهمید کدوم قسمت متن اشکال داره و اون رو درست میکنید . زندگی هم مثل همینه . وقتی به یه مشکلی برمیخورید و هر راهی رو امتحان میکنید تا به نتیجه برسید و آخرش هم نمیفهمید کجای کارِتون میلنگه بهترین روش اینه که لخت بشید جلوی یه نفری و همه ی داستان مشکلتون رو بهش بگید . هیچ رازی رو ازش پنهان نکنید . من یه اسمی گذاشتم واسه این روش : "خودشناسی به واسطه ی دیگران". مهم هم نیست آخرش اون طرف یه راه حل بهت بگه یا نه. تو با این کار حداقل میتونی بفهمی با خودت چند چندی . حالا اینارو گفتم تا به این برسم که خیلی حال میداد الان وبکمم رو روشن میکردم  و به صورت لایو (!) مثلاً  این موضوع رو مطرح میکردم که چی شد من تبدیل شدم به یکی از ترسوترین و خیالباف ترین آدمای روی سطح کره ی زمین .


---------------------------------------------------------------------------------//


- یکی از بچه های کلاس : "سطح کره ی زمین" استاد ؟ چرا نگفتین "جهان" ؟

- من : آفرین ! خیلی نکته بینی ... خوشم اومد . کسی میدونه چرا گفتم "سطح کره ی زمین" ؟

 [یکی از آخر کلاس با اعتماد به نفس از صندلی بلند میشه ] 
- من میدونم ولی چون شما شیوا تر صحبت میکنید ... خودتون بگید استاد.

- خواهش میکنم دخترم ... لازم نیست بلند شید از جاتون .  نظر لطفتونه . برام خیلی عجیبه ،فکرش رو نمیکردم که کسی جواب رو بدونه . ببخشید اسمتون فراموش کردم...

- شبنم هستم استاد . دوستِ گُل ! من با شما ترم قبل هم کلاس داشتم . برای همین جوابِ سوال رو میدونم .

- بسیار عالی ! ولی من یادم نمیاد ترم قبل کسی رو انداخته باشم . همه رو پاس کردم !

- من با نمره ی 20 پاس شدم ولی چون به شما ... ببخشید ... به کلاس شما علاقه داشتم این ترم هم یواشکی میام سر کلاساتون تا بهره ببرم .

- خجالت زده میکنید مارو شبنم خانوم ! ممنون . خب ! برگردیم سر اصل مطلب ! اینکه گفتم "سطح کره ی زمین" به خاطر این بود که ما مطلع نیستیم که آیا در لایه های زیرین زمین یا حتی سیارات دیگه هم موجوداتی زندگی میکنن یا نه . پس عقل حکم میکنه که نگیم "جهان" بگیم چی ؟

- همه ی بچه های کلاس یک صدا میگن :  "سطح کره ی زمین" !

- البته اینم بگم که حضور ارواح رو در سطح کره ی زمین رو فاکتور گرفتیم . چون اونوقت بحث پیچیده میشد و باید به مباحث متافیزیکی هم اشاره میکردیم که از حوصله ی کلاس خارج است .


---------------------------------------------------------------------------------//


داشتم میگفتم : ترسوترین و خیالباف ترین آدم روی سطح کره ی زمین .... خیالبافی خوبه ولی تو خیال زندگی کردن افتضاخه . وحشتناکه ! حتی برای تفریح هم امتحانش نکنید . تو خیال زندگی کردن از سیگار و الکل و توت فرنگی هم اعتیاد آورتره . خیالبافی باعث میشه تا آدم ترسو و احمق بشه و همه ی اینا دست به دست هم میدن تا اینکه آخرش آدم گیج میزنه .

 

---------------------------------------------------------------------------------//


- شبنم : ببخشید استاد ! امم... نمیدونم چه جوری بگم ... من و نیلوفر(گُل) راستش خیلی مایل بودیم که بعد کلاس اگه کاری نداشتید با شما درباره ی درس صحبت کنیم... یه سری سوال داشتیم ازتون.

- خوشبختانه کار خاصی ندارم . خیلی هم خوشحال میشم تا سطح علم و آگاهی دانش پژوهانم رو بالا ببرم. فقط دقیقاً از کدوم مبحث درس سوال دارید ؟

- یه سری سوال فیزیکی ازتون داشتیم ... ببخشید... متافیزیکی ! خیلی دوست داشتیم به صورت عملی نشونمون بدید.

- مبحث مورد علاقه ی منم هست . پس بعد کلاس میبینمتون .

- مرسی استاد . واقعاً لطف دارید.


---------------------------------------------------------------------------------//


خب دیگه ! کم کم باید برم. شبنم و نیلوفر باهام کار دارن . البته منم باهاشون کار دارم . میخوام تمام حقایق زندگیم رو ،تمام اون چیزایی که این روزا داره منو اذیت میکنه رو بهشون بگم . میخوام ببینم با خودم چند چندم.  "خود شناسی به واسطه ی دیگران " ! تنها ایراد این روش اینه که بعد اینکه تمام اسرارتون رو به طرف گفتید باید اونو بُکشید .... دلم واسشون میسوزه ولی به هر حال چاره ی دیگه ای هم نیست . هوا داره تاریک میشه و من باید عجله کنم و هرچه زودتر "شبنم و نیلوفر"ام رو پیدا کنم . ایشالا در فرصت بعدی بیشتر باهاتون حرف میزنم.  

اُه ! راستی ! یادم رفت خودم رو معرفی کنم . دکتر "لایمریک" هستم . بارانی پوشِ دارآباد . 


West Berlin

- قربان با من کاری داشتید ؟

- بله...تو اخراجی !

- چی ؟ چرا ؟ مگه من چیکار کردم ؟

- ما به آدم بزدلی که هر لحظه میترسه تو معدن یه بلایی سرش بیاد احتیاج نداریم .

- ولی این معدن همه ی زندگیِ منه !

- دروغ میگی .